تبلیغات
New Age Piano News

قطعاتی برای پیانو

طبقه بندی: آهنگسازی و اجرای پیانو دیجیتال



قطعاتی برای پیانو
آهنگساز و نوازنده پیانو دیجیتال: امیر حسین
بدون استودیو حرفه ای و تنها به کمک پیانو دیجیتال یاماها
دانلود رایگان فقط با حفظ امانت داری:)

(لطفاً روی تصویر بالا کلیک نمائید.)




تفاوت هدفون و اسپیکر مانیتورینگ

طبقه بندی: پیانو دیجیتال و متعلقات استودیویی


برای همه ما پیش میاید كه ناگزیر از استفاده از هدفون به جای بلند گو به عنوان ابزار شنود ( Monitoring ) صوتی باشیم.دلایلی متفاوت ممكن است سبب این ترجیح باشند.هدفون امكان استفاده شخصی بدون ایجاد ناراحتی برای دیگران را فراهم میكند ، پاسخ صوتی بلندگو ها تحت تاثیر اتاقی كه در آن قرار گرفته باشند می باشد.در صورتی كه هدفون مستقل از اتاق است.هدفون قابل حمل است و میتوان آن را به عنوان مرجع صوتی هنگامی كه به بلندگو های دیگران اعتمادی نیست و یا اصلا امكان استفاده از بلندگو وجود ندارد به همراه برد.بهای هدفون با كیفیت عالی بسیار كمتر از یك جفت بلندگوی با كیفیت مشابه است و در مواردی كه اتاق ضبط و فرمان یكی است استفاده از بلندگو وقتی كه میكروفون روشن باشد غیر ممكن خواهد بود. اكنون پرسش این است كه آیا میتوان از هدفون به جای بلندگو استفاده كرد؟

در واقع رفتار صوتی هدفون با بلندگو تفاوت زیادی دارد و از آنجایی كه بخش بسیار بیشتر موسیقی ضبط شده، برای پخش توسط بلندگو تنظیم شده است استفاده از هدفون پاسخ متفاوتی را به دنبال خواهد داشت:

اسپیکر مانیتورهای حرفه ای استریو معمولا دارای 2 یا 3 درایو می باشند . درایو کوچکتر توئیتر نام دارد و مسئول پخش فرکانسهای بالاتر است. درایو میانی فرکانس های Mid و درایو بزرگتر (ووفر) فرکانس های بپ را پخش می کنند . سیستمی به نام Crossover مسئولیت تفکیک این فرکانس ها را به عهده دارد . اما در هدفون مانیتورهای استریو معمولا تمامی فرکانس های یک صوت توسط یک درایو پخش می شود. 

در یك سیستم  مونیتورینگ استریویی دو بلندگویی ، اصوات از بلندگوهای مقابل به هر دو گوش میرسند ( البته با نسبت های متفاوت ) گوش دور تر اصوات را از بلندگوی سمت مقابل با دامنه كمتر و تاخیر زمانی بیشتر دریافت میكند اگر به طور روشن تر توضیح دهیم یعنی اینكه در حالت استریو باید بلندگو ها درست در مقابل جلوی بدن با فاصله یكسانی از هم قرار بگیرد یعنی اینكه هم از نظر نصب در ارتفاعی یكسان با هم باشند و هم از نظر فاصله آن ها با بدن و فاصله شان با هم در نقطه یكسان قرار گرفته باشند. در این حالت به عنوان مثال گوش سمت چپ صدای بلندگویی كه در سمت چپ ( روبروی آن ) قرار دارد را سریعتر دریافت میكند و گوش سمت راست صدای بلندگویی كه در سمت راست قرار دارد را سریعتر دریافت میكند و همچنین صدای بلندگوی سمت راست دیرتر به گوش چپ و بلندگوی سمت چپ دیرتر به گوش راست میرسد همچنین بازتاب اصوات توسط دیوار ها و كف و سقف اتاق نیز همراه با اصوات اصلی به گوش میرسند.دیگر آنكه گوش دورتر در پشت سایه آكوستیكی سر قرار میگیرد و اصوات زیرتر بیشتر تحت تاثیر این سایه آكوستیكی هستند.در نتیجه پاسخ فركانسی دو گوش متفاوت خواهد بود.بدین ترتیب گوش های ما از تحلیل نسبت به دامنه ها و تاخیر زمانی و تغییر فاز اصوات و تغییر فركانسی، میتوانند موقعیت منابع صوتی ( چپ و راست ، جلو و عقب و بالا و پایین) را در فضای سه بعدی مجسم كنند. در صورتی كه در مورد هدفون، هر گوش فقط توسط یك گوشی تغذیه می شود و بنابراین در عمل فقط اختلاف دامنه بین دو گوش میتواند موقعیت را مشخص كند و اختلاف فاز و پاسخ فركانسی بین دو گوش و بازتاب های اتاق حذف خواهند شد. موقعیت فقط بین دو گوش روی یك خط راست در وسط سر از چپ به راست و بلعكس احساس می شود و موقعیت های جلو و عقب قابل تشخیص نخواهند بود موقعیت های چپ و راست هم مانند بلندگو نبوده و بزرگنمایی می شوند یعنی اصوات نسبت به بلندگو بیشتر متمایل به طرفین احساس می گردند.

تفاوت دیگر بین هدفون و بلندگو در تحلیل اصوات در مغز است. در بلندگو چون هر دو گوش منبع صوت را میشنوند مغز اطلاعات مربوط به هر دو گوش را با هم پردازش كرده و نوعی اثر هم پوشانی خاص به نام Stereo Masking توسط مغز اعمال میشود.در صورتی كه در هدفون، مغز اطلاعات هر گوش را به طور مجزا تحلیل میكند و اثر هم پوشانی متفاوت خواهد بود در نتیجه بعضی از جزییات در صدا كه توسط بلندگو ها شنیده نمیشوند در هدفون بزرگنمای میگردند. در مورد اصوات بم نیز وضع متفاوت است . اصوات بم نه فقط توسط پرده گوش بلكه توسط استخوان ها و بدن نیز احساس میشوند و بلندگو ها میتوانند تمامی سطح بدن را به ارتعاش در بیاورند در حالیكه هدفون ها فقط روی پرده گوش و كمی هم بر استخوان های جمجمه عمل میكنند و بنابراین پاسخ فركانس بم هدفون با بلندگو متفاوت میباشد.

از آنجاییكه هدفون ها معمولا واپیچش دامنه كمتری نسبت به بلندگو ها دارند جزییات فركانسهای میانی در هدفون ها بهتر از بلندگو های معمولی شنیده خواهد شد.دراین صورت میكسی كه توسط هدفون تراز شده،ممكن است هنگام پخش توسط بلندگو فاقد جزییات فركانس های میانی شنیده شود. همچنین برابر سازی (Equalization) و تنظیم مقدار واكنش (Reverb) و افكت های شبیه ساز محیطی توسط هدفون ممكن است به نتایج نامناسب برای پخش توسط بلندگو منجر گردد.واپیچش فازنیز با هدفون بسیار بهتر از بلندگو قابل تشخیص است زیرا بازتاب های صدا در اطاق كه باعث عدم وضوح پاسخ حوزه زمانی در بلنگو ها و در نتیجه عدم وضوح رفتاری فازی میشود در شنود با هدفون وجود ندارد.

برابر سازی (Equalization) در بلندگو ها و هدفون ها ممكن است با هم متفاوت باشد. پاسخ فركانسی هر منبع صدا در فضای باز (Free-Field) با فضای بسته (diffuse- Field) متفاوت است زیرا صرفنظر از تشكیل امواج ایستاده ، صدای تولید شده در فضای بسته حاصل مجموع صدای اصلی و بازتاب های متوالی از سطوح اتاق است كه در اثر طی مسافت بسیار بیشتر به صدای اصلی در شرایط نا مساعد از نظر آكوستیك اتاق در شنود دقیق مشكل ساز میشوند. ( این بازتاب ها بار ها و بارها طول اتاق را طی میكنند)

بنا به دلایل مذكور ، شنود با هدفون نسبت به بلندگو كاملا متفاوت است و در موارد حساس و دقیق به عنوان مرجع صوتی برای ضبط و میكس صدا و موسیقی و ارزیابی صوتی ، باید به عنوان ابزار كمكی و نه اصلی مورد استفاده قرار گیرد مگر آنكه هدف، تولید صدا برای شنود با هدفون باشد.در هر صورت همواره استفاده از هدفون های با كیفیت عالی بشدت توصیه می شود.

تکنولوژی موسیقی و مهندسی صدا



ایرانی شدن پیانو

طبقه بندی: دانستنیها درباره پیانو


ایرانی شدن پیانو

در دهه‌های گذشته استفاده از سازهای غیر بومی در موسیقی ایرانی همواره مورد اختلاف بوده‌است. بسیاری آن را باعث غنای موسیقی ایرانی خوانده و تشویق کرده‌اند.  برخی هم  با این استدلال آن را مورد انتقاد قرار داده‌اند که این‌گونه سازها جای آلات موسیقی سنتی را که طی قرن‌ها در ایران رواج داشته‌اند، گرفته و آنها را کم کم به حیطه فراموشی خواهند سپرد.

 در بین مجموعه سازهای غربی، سازهایی همچون ویلون، آکوردئون، ترومپت، ساکسفون و پیانو رنگ و طنین موسیقی ایرانی را به خود پذیرفته‌اند و قابلیت خود را برای اجرای موسیقی سنتی ایرانی، اگرچه با کم و کاست‌هایی، نشان داده‌اند. در بین همۀ این سازهای غیربومی پیانو ویژگی‌های خاصی از خود نشان داده و در کنار ویلون توجه بیشتری را جلب کرده‌است.

 نخستین پیانو بیش از سیصد سال پیش توسط "بارتولومئو کریستوفری"(Bartolommeo Cristofori) در ایتالیا  ساخته شد. در سال ۱۱۸۵خورشیدی، نخستین پیانو که هدیه‌ای از سوی ناپلئون بناپارت به فتحعلی شاه قاجار بود، به ایران آورده شد. بعدها ناصرالدین شاه در بازگشت از سفرهای اروپائی‌اش پیانوهای دیگری به تهران آورد و محمد صادق خان (سرورالملک)، نوازندۀ سنتور، توانست با تغییر کوک این ساز، برای اولین بار نغمه‌های ایرانی را با پیانو بنوازد.

 پس از آن افرادی همچون مفخم‌الممالک، غلامرضا مین‌باشیان ملقب به "سالار معزز"، مشیر همایون شهردار، جواد معروفی و مرتضی‌خان محجوبی ادامه‌دهندگان این راه بودند. با این وجود بسیاری از صاحب‌نظران موسیقی سنتی ایرانی، کوشش‌های مرتضی محجوبی در این راه را بیش از دیگران حائز اهمیت دانسته‌اند.



نکاتی در آموزش نوازندگی (II)

طبقه بندی: دانستنیها درباره پیانو

پنج عوامل تاثیرگذار برای موفقیت در یادگیری نوازندگی چیست؟


5-1- پرهیز هنرجو از نتیجه گیری:
بطور کلی فراگیری نوازندگی ساز، راهی دشوار و طولانی است و پیشرفت، غالبا با کندی صورت می گیرد. از دیگر سو هنرجو نیز درکی کامل و صحیح از مسیری که باید آنرا طی کند ندارد. بنابراین با توجه به این موارد، بهتر است هنرجویان در مورد میزان پیشرفت خود در نوازندگی، تنها به قضاوت شخصی بسنده نکرده و از نتیجه گیری های زود هنگامی که می تواند به شکلی مخرب در روند رشد و تکامل هنری آنان تاثیر گذارد، پرهیز نمایند و در این زمینه از ارزیابی استادان خود بهره گیرند. 

5-2- پرهیز از قضاوت های زودهنگام: 
هر چند وجود قرینه هایی در هنرجویان مختلف می تواند حکایت از استعدادهای خاص آنها در زمینه نوازندگی باشد- که این امر توسط اغلب استادان موسیقی قابل تشخیص است، اما در نهایت به چند دلیل این امر نمی تواند به عنوان معیاری برای محک زدن میزان موفقیت نهایی هنرجویان باشد و از این دیدگاه، وجود استعداد در رشته هنری نوازندگی به تنهایی نباید وسیله محک زدن کامیابی گردد، زیرا بایستی به نقش دیگرعوامل موثر در این ارتباط هم توجه داشت که عبارتند از: 

الف- آموزش گیری صحیح و مستمر فرد
ب- میزان و روش تمرین فرد با ساز 

ج- تناسب میان خصوصیات فردی و ساز انتخابی او 

د- پیدا کردن شناخت بیشتر که باعث افزایش علاقه و انگیزه به تمرین و نوازندگی می گردد و توسط عواملی چون مطالعه کتب و مقالات موسیقی، بحث با اساتید، حضور در کنسرت های موسیقی و شنیدن آثار موسیقایی 
به میزان این علاقه مندی افزوده می گردد. 

5-3- نقش ذهن و بدن در یادگیری: 

الف – توانایی ذهنی انسان: 
تا زمانی که مغز انسان توانایی در فراگیری مطالب و همینطور به خاطر سپردن آموخته ها را داراست و دچار بیماری های مختلف نشده است، امکان آموزش دیدن در انسان محیاست.( به شرط محیا بودن توانایی بدنی مناسب در فرد.)

البته باید در نظر داشت که در اشخاص مختلف بوجود آمدن عدم توانایی در یادگیری و به خاطرسپاری مطالب و میزان پیشرفت این نارسایی ها در سنین متفاوتی روی می دهد. بنابراین از این زاویه، نمی توان به شکل قطعی سنی خاص را برای یادگیری مشخص نموده و تنها افراد کم سن را واجد شرایط آموزش دانست و جالب اینجاست که یکی از مهمترین عوامل جلوگیری کننده زوال مغزی انسان نیز، آموزش و بکارگیری مغز می باشد. 

ب- میزان مشغله ذهنی و بدنی افراد:
از موارد تعیین کننده مهم در موفقیت آموزش افراد، میزان مشغولیت ذهنی و بدنی آنها در امور جاری زندگی است. مشغله ذهنی زیاد از تمرکز فکری شخص کاسته و در صورتی که زمینه کاری فرد نیز نیازمند انجام فعالیت های بدنی باشد، می تواند به شکلی توامان از میزان توان تمرین مفید افراد بکاهد. از این رو معمولا یکی از دلایلی که آموزش موسیقی به خردسالان را با موفقیت بیشتری همراه می سازد، عدم وجود همینگونه مشغله هاست. 

از طرفی با توجه به این امر که با افزایش سن از خردسالی تا میانسالی، توانایی ذهنی اشخاص به تدریج رشد می یابد و قدرت درک و فهم مسائل در انسان ها بیشترمی گردد، در صورتی که بزرگسالان بتوانند با برنامه ریزی مناسب از میزان مشغله های یاد شده خود بکاهند و فرصت های مناسب تمرین روزانه را ایجاد نمایند، می توانند به نحوی مناسب از روند افزایش توانایی ذهنی خود، در آموزش بهره گیرند.

علی نوربخش - گفتگوی هارمونیک



نکاتی در آموزش نوازندگی (I)

طبقه بندی: دانستنیها درباره پیانو

در رابطه با اصول آموزش نوازندگی و مسائل مرتبط با آن، همواره هنرجویان نوازندگی با سوالات و ابهاماتی روبرو هستند که می تواند باعث سردرگمی آنها گردد. هدف از ارائه این مقاله، که به شکل پرسش و پاسخ مطرح می گردد، بررسی و گشودن دریچه هایی بر روی مسائل آموزشی هنر نوازندگی است. 


1- آیا می توان برای آموزش نوازندگی به هنرجویان، از یک فرمول ثابت استفاده نمود؟ پاسخ این سوال منفی است. به دلیل پیشرفت علوم آموزشی مرتبط با نوازندگی در دنیا، روشها و الگوهای آموزشی این شاخه ، همانند سایر شاخه های دیگر علوم هر روزه شاهد پیشرفت و تکامل است. بنابراین استفاده از الگوهای ثابت و نامتغیری که بعضی از اساتید، در طی سالیان متمادی از آن بهره گیری می کنند باید تبدیل به روشهای نوین آموزشی گردد. 

در این راستا، پژوهش در روشهای نوین آموزشی دنیا کلید حل مسئله است. شاید روزگاری هنرمندان برای آموزش ناگزیر از استفاده از یکسری کتب ثابت آموزشی بودند، چراکه امکانات چاپ و انتشار کتب آموزشی محدود بود، ارتباطات مابین اساتید مختلف و مراکز آموزشی به سختی انجام می پذیرفت و امکان ضبط و انتشار اجراها برای دسترسی هنرجویان و هنرمندان وجود نداشت و...، اما خوشبختانه امروزه به لطف پیشرفت تکنولوژی، دیگر این مشکلات از جامعه بشری رخت بربسته است. 

بنابراین نباید تنها همان الگوهای قدیمی را بدون کوچکترین تغییری به هنرجویان آموزش داد، بلکه از روشهای نوین نیز بایستی بهره جست. 

2- آیا روشهای نوین آموزشی، در تضاد با روشهای قدیمی است؟ در پاسخ باید گفت، این دو در تضاد با یکدیگر نیستند زیرا، روشهای آموزشی گذشته برپایه کتبی بنا شده است که استادان بنام نوازندگی در دوره خود، آنها را تالیف نموده اند. همچنین سابقه آموزش موفقیت آمیز بسیاری از این کتابها در طی سالیانی که از زمان تالیف آنها می گذرد و هنرمندان بنامی که با یادگیری و تمرین این کتابها در عرصه هنر به درجات بالایی رسیده اند، مؤید ابن مطلب است که بسیاری از این کتب از روشهای صحیح آموزشی برخوردار بوده اند. 

از دیگر سو، الگوهای جدید آموزشی بر پایه تجربیات پیشتر اساتید این فن- که همان کتب تالیف شده آنهاست -بنا شده است و ریشه در آنها دارد. 

در واقع باید به این مهم توجه کرد که ضمن بهره گیری از الگوهای نوین آموزشی، استفاده از یکسری کتابهای کلیدی و موفق گذشته نیز لازم است و این دو به هیچ وجه، در تضاد با یکدیگر نیستند. 

3- سبک موسیقی انتخابی توسط هنرجو چه تاثیری می تواند بر انتخاب سیستم آموزش به او گذارد؟ دیدگاه و سبک موسیقایی که هر هنرجو از یادگیری نوازندگی به دنبال آن است هر چند که می تواند در طول زمان تغییر یابد، باعث می شود تا دامنه بسیاری از آموزشهای تکنیکی نوازندگی دستخوش تغییر گردد؛ بسیاری از مهارت های تکنیکی در نوازندگی وجود دارد که، در یک سبک می تواند کاربرد داشته باشد ولی در سبک موسیقایی دیگر، دارای کاربرد چندانی نیست. به همین دلیل برای آموزش نوازندگی موسیقی کلاسیک غربی و ایرانی، جز، پاپ و... سیستم های مختلف آموزشی در نظر گرفته می شود تا جوابگوی نیازهای آن دیدگاه باشد. 

4- با توجه به آنکه در هر سبک موسیقایی سیستم های متفاوت آموزشی وجود دارد، آیا نیازی هست که هنرجویی که وارد هر یک از این نظام ها شد، تمامی کتابهای آنرا تمرین کند؟ افراد مختلف حتی اگر در یک نظام واحد تحت آموزش قرار گیرند، با توجه توانایی های متفاوت ذهنی و جسمی ، دارای پتانسیل های متفاوتی در نوازندگی هستند و سطح درک و توانایی های آنها با یکدیگر متفاوت است. 

در واقع نمی توان با یک حکم ثابت، اقدام به آموزش تمامی کتابهای آموزشی یک سیستم به تمامی هنرجویان نمود. زیرا تاکیداتی که در هر یک از این کتب، بر روی آموزش مسائل مختلف تکنیکی و بدست آوردن توانایی های نوازندگی شده در بسیاری از موارد با یکدیگر متفاوت است. 

به این نکته باید دقت نمود که بسیاری از درسهای کتب آموزشی اساتید موسیقی، بر پایه رفع نواقص و ضعف های موجود در نوازندگی هنرجویان مختلف شکل گرفته است و در کتب جامع آموزشی، اساتید ناچار به شناسایی انواع نقاط ضعف و ارائه راهکارهایی برای تقویت این موارد بوده اند که در نهایت، منجر به بالاتر رفتن مهارت های نوازندگی هنرجویان گردد. 

حال آنکه، هستند بسیاری از هنرجویانی که با توجه به داشتن یکسری از توانایی های ذهنی و جسمی و وجود استعدادهای خاص، نیازی به نواختن بعضی از این کتب و درس های آنها را ندارند و وجود این توانایی ها در آنها باعث می گردد تا این دسته از هنرجویان، اساسا یکسری از ضعف های نوازندگی دیگران را نداشته باشند. در نتیجه، تمرین اینگونه درسها نتیجه ای جز سرخوردگی و اتلاف وقت و هزینه برای آنها ندارد. بنابراین انتخاب کتبی که اساتید برای آموزش به هنرجویان در نظر می گیرند، تاثیر بسزایی در پیشرفت آنها دارد. 

دیدگاهی که چگونگی آموزش به هنرجویان را، بر پایه شناسایی نقاط ضعف و قوت فردی آنها دنبال می کند و روشهای آموزشی در افراد را تغییر پذیر می داند، می تواند زمینه شکفتن استعدادهای فردی را محیا نموده و موجب پیشرفت سریعتر هنرجویان گردد.

علی نوربخش - گفتگوی هارمونیک




تعداد کل صفحات ( 10 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...